شنبه شب؛ مصادف با سومین شب از لیالی قدر را تصمیم گرفتم در بیت مرجع عالیقدر؛ حضرت آیتالله صانعی (مد ظله العالی) باشم. به قم رفتیم و پیش از ساعت ده؛ خود را به بیت ایشان رساندم.
وارد که شدم ایشان در بالای مجلس نشسته بودند. حسب ادب؛ عرض سلام و علیکی کردم با ایشان و [...]
حاصل وبگردی...
۲۳شهریور۸۸
شب قدری که گذشت…
۱۸شهریور۸۸
شب است و چهرهی میهن سیاهه
شب است و چهرهی میهن سیاهه
نشستن در سیاهیها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هر که عاشقه، پایش به راهه
برادر بیقراره، برادر شعله واره، برادر دشت سینهش لالهزاره
شب و دریای خوف انگیز و طوفان
من و اندیشههای پاک پویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون میبارد از دلهای سوزان
برادر نوجوونه، برادر غرقه خونه، برادر کاکلش آتش فشونه
تو [...]
۳۰دی۸۲
شب پراضطراب…
شب خیلی بدی بود… خیلی بد…

