شب است و چهرهی میهن سیاهه
نشستن در سیاهیها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هر که عاشقه، پایش به راهه
برادر بیقراره، برادر شعله واره، برادر دشت سینهش لالهزاره
شب و دریای خوف انگیز و طوفان
من و اندیشههای پاک پویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون میبارد از دلهای سوزان
برادر نوجوونه، برادر غرقه خونه، برادر کاکلش آتش فشونه
تو که با عاشقان درد آشنایی
تو که هم رزم و هم زنجیر مایی
ببین خونه عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنایی
برادر بیقراره، برادر نوجوونه، برادر شعلهواره، برادر غرقه خونه، برادر کاکلش آتش فشونه…

